من پذيرفتم شكست خويش را من پذيرفتم كه عشق افسانه است ميروم شايد فراموشت كنم مي روم از رفتن من شاد باش ارزو دارم بفهمي درد را
پندهاي عقل دورانديش را
اين دل درداشنا ديوانه است
در فراموشي هم اغوشت كنم
از عذاب ديدنم ازاد باش
تلخي برخوردهاي سرد را
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/04/06ساعت توسط ناز بانو |