يكي از بزرگترين تفاوتهاي زن ومرد در اين مساله است كه هر كدام چگونه با فشارهاي روحي خود كنار مي آيند. مردها شديدا در خود فرو مي روند و گوشه گير ميشوند . در صورتيكه زنها با هيجاني فراينده غرق در مساله ميشوند و خود را گرفتار مي كنند. در اين مواقع نياز يك مرد براي تسكين يافتن با حالت يك زن متفاوت است. مرد با حل مسايل حالش بهتر ميشود ،در صورتيكه زن نيازمند صحبت در مورد مشكلش ميباشد
زمانيكه مساله اي يك مريخي را آشفته ميكند ،او هرگز راجع به چيزي كه ناراحتش كرده حرف نميزند . او هرگز اين بار را به دوش يك مريخي ديگر خالي نميكند مگر اينكه همياري دوستش ضروري باشد. در عوض،او بسيار ساكت ميشود و در غار خصوصي خود مي خزد تا در مورد مساله اش فكر كند وراه حل ان را بيابد. وقتي كه راه حل را يافت، تسكين پيدا ميكند و از غارش بيرون مي آيد. اگر نتوانست راه حلي پيدا كند ،به كار ديگري ميپردازد تا مشكلش از يادش برود ،مثل روزنامه خواندن يا ورزش كردن. از طريق آزاد ساختن مغزش از مشكلات رفته رفته آرامش خود را بدست مي آورد. اگر مشكل واقعا بزرگي داشته باشد اقدام به كارهاي رقابتي مي كند مثل اتومبيلراني ،شركت در يك مسابقه و يا كوهنوردي
وقتي يك ونوسي ناراحت و منقلب از مسايل روزش است ،براي تسكين خود به جستجوي كسي ميرود كه به او اطمينان كند و سپس به تفصيل درباره مسايل روزش با او صحبت كند. زمانيكه ونوسيها احساسات آشفته شان را با ديگري در ميان ميگذارند ناگهان تسكين مي يابند. در سياره ونوس ديگري را در مشكل خود سهيم كردن ، نشانه اي از عشق و اطمينان است نه مزاحمت و تحميل.انها از داشتن مشكل خجالت نمي كشندحس خودپرستي آنها در داشتن ظاهري "شايسته" نيست بلكه بستگي به روابط دوستانه دارد
+ نوشته شده در یکشنبه 1385/03/14ساعت توسط ناز بانو |