در دهستان اصالتهاي عشق ميتوان شبنم فروشي ساده بود
در شب سبز نيايش با خدا اشنا با حرمت سجاده بود
ميتوان با خاطرات كوچه باغ زندگي را غرق در احساس كرد
ميتوان در صبح زيباي خلوص شست و شويي در عطر ياس كرد
ميتوان روي اجاق عاطفه چاي خوش طعم صفا را دم نمود
ميتوان بر زلف بانوي نسيم با كمال مهرباني شانه زد
ميتوان درس ظريف عشق را در دبيرستان گل تدريس كرد
ميتوان در معدن پاكيزگي عشق را چون گوهر استخراج كرد
ميتوان رقصان شد از محراب عشق در سراي سبز سادگي
ميتوان كشكول خود را پر نمود از هواي تازه افتادگي
+ نوشته شده در یکشنبه 1384/12/21ساعت توسط ناز بانو |