خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است ، اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند. اين يعني او زنده و سالم است. و در آمدي دارم. را جمع كنم ، اين يعني در ميان دوستانم بوده ام. اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم. مي افتم ، اين يعني توان سخت كار كردن را دارم. تميز كنم ، اين يعني خانه اي دارم. كرده ام ، اين يعني هم توان راه رفتن را دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن. اين يعني مي توانم بشنوم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم. بيدار شوم ، اين يعني من هنوز زنده ام. يعني به ياد مي آورم كه اغلب اوقات سالم هستم. خالي مي كند ، اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم. از کتاب "مشکلات را شکلات کنید" ـ مسعود لعلی
خدا را شكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم،
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم ، اين يعني شغل
خدا را شكر كه بايد ريخت و پاشهاي بعد از ميهماني
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند ،
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را
خدا را شكر كه در مكاني دور جاي پارك پيدا
خدا را شكر كه سر و صداي همسايه ها را مي شنوم،
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم ،
خدا را شكر كه هر روز صبح زود بايد با زنگ ساعت
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم ، اين
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو ، جيبم را
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/07/24ساعت توسط ناز بانو |