لبت نه گويد و پيداست مي گويد دلت اري كه اينسان دشمني يعني كه خيلي دوستم داري
دلت مي ايد ايا از زباني اين همه شيرين تو تنها حرف تلخي را هميشه بر زبان اري
نمي رنجم اگر باور نداري عشق نابم را كه عاشق از عيار افتاده در اين عصر عياري
چه مي پرسي ضمير شعرهايم كيست؟ "ان"من مبادا لحظه اي مرا اينگونه پنداري
تو را چون ارزوهايم هميشه دوست خواهم داشت به شرطي كه مرا در ارزوي خويش نگذاري
چه زيبا مي شود دنيا براي من اگر روزي تو از اني كه هستي اي معما پرده برداري
صدايي از صداي عشق خوشتر نيست حافظ گفت اگر چه بر صدايش زخمها زد تيغ تاتاري
محمد علي بهمني
+ نوشته شده در دوشنبه 1384/12/22ساعت توسط ناز بانو |