"گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش" ورنه ره خود گیر و یکی راهگذر باش هم نعره امواج گرت عربده ای نیست در برکه آسایش خود زمزمه گر باش هشدار ! که یخ تاب تب عشق ندارد گر بسته قالب شده ای فکر دگر باش عیسات اگر جان بدمد شب پره ای باز وام از نفس عشق کن و مرغ سحر باش هر خواب رگی در خور خون تو و من نیست از خون منی ! در رگ بیدار خطر باش
+ نوشته شده در جمعه 1386/01/17ساعت توسط ناز بانو |

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/01/14ساعت توسط ناز بانو |