بردار و فردا را به «او»بسپار. ممکن است نياز داشته باشد مي رسد. سلامتي، آرامش، قدرت، شکيبايي، تحمل، سرور، آسايش، اينها همه از سوي خدا پيوسته جاري مي شوند. جي.پي.وسواني توی زندگی ما آدمها به نظرم یه چیز میتونه همه مشکلات رو آسون کنه. و اون یک چیز فقط یقین به اونه، توکله. خیلی جالبه همه ما خدا رو قبول داریم. کاری به درجه ایمان هر کس ندارم . ولی چطور میشه کسی رو قبول داشت ولی بهش اعتماد نکرد؟!!! چرا وقتی یه مشکل توی زندگیمون پیش میاد ، به این فکر نمی کنیم که اونی که اون بالاست خودش میدونه باید چه کار کنه؟ هیچ وقت مشکلات ما تموم نمیشن. با تموم شدن یه مشکل ، مشکل بعدی شروع میشه. پس به جای اینکه مدام دلواپس حل مشکلاتمون باشیم همه چیز رو به اون بسپاریم و یقین داشته باشیم اون به بهترین نحو همه چیزو درست میکنه. حتی اگه در نظر ما اون چیزی نباشه که ما میخوایم.
براي داشتن آسايش خاطر در زندگي، امروز را با خدا گام
آن کس که اينگونه زندگي مي کند به هر آنچه يک انسان
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/11/24ساعت توسط ناز بانو |
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد.شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد.آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد.پروانه به راحتی از پیله خارج شد،اما جثه اش ضعیف و بالهایش چروکیده بودند.آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد.او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثه او محافظت کند! اما چنین نشد. در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند.آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود، تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز ده گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشگلی زندگی کنیم، فلج می شدیم به اندازه کافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم.من نیرو خواستم و خداوند مشکلاتی سر راهم قرار داد، تا قوی شوم.من دانش خواستم و خداوند مسائلی برای حل کردن به من داد. من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من قدرت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم. من شهامت خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد، تا آنها را از میان بردارم.من انگیزه خواستم و خداوند کسانی را به من نشان داد که نیازمند کمک بودند.من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به دیگران محبت کنم ... من به آنچه خواستم نرسیدم.اماآنچه نیاز داشتم، به من داده شد نترس، با مشکلات مبارزه کن و بدان که می توانی بر آنها غلبه کنی از کتاب پیله و پروانه پرستو ابراهیمی![]()
+ نوشته شده در جمعه 1385/11/20ساعت توسط ناز بانو |
انگار همين ديروز بود. اولين روزي كه براي ثبت نام رفته بودم پيش خودم ميگفتم چطور 4 سال اينجا بمونم؟ ولي حالا مي بينم كه مثل برق گذشت. خاطرات خوب اون روزها هيچ وقت فراموش شدني نيست. همه اون خنده ها گريه ها شادي ها غمها سختي ها مشكلات دعواها آشتي ها شبهاي امتحان كل كل كردن با استادا با بچه هاي خوابگاه با هم كلاسيا اردوها همسفرا همه و همه تموم شد ولي هيچ وقت خاطره اش براي من تموم نميشه. دوستاي خوبم كه همشون رفتن و هميشه دوسشون دارم. به قول مينا هر آغازي يه پاياني هم داره دانگاه هم بالاخره تموم شد. حس ميكنم يه كوله بار سنگينو از روي دوشم برداشتن. چقدر از روي انتخاب واحد و حذف و اضافه بدم مي اومد خوشحالم كه اين ترم از شرش خلاص شدم. خداي خوبم ممنون كه كمكم كردي تا اين ۷ ترم به خوبي و خوشي تموم بشه. ديگه راحـــــــــــــــــــــــــت شدم. آخيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/11/17ساعت توسط ناز بانو |