تبليغاتX
بانوي شرقي

بانوي شرقي

زيرامن ترين سايه بان هستي دلواپس دلواپسي هاي يکديگر باشيم

 

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد            

                دل رميده ما را انيس و مونس شد


نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت       

                  بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد


ببوی او دل بيمار عاشقان چو صبا     

                 فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد

 

      اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم   

ای خدا به حق پیامبر مهربونمون توی این شب عزیز حاجت دل همه جوونها  رو بده        

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/05/30ساعت توسط ناز بانو |


                     

          

                                                     

 

                 

 

 

 

                                   

+ نوشته شده در جمعه 1385/05/27ساعت توسط ناز بانو |


وقتي بزرگ مي شوي ديگر خجالت مي كشي به گربه ها سلام كني و براي پرنده هايي كه آوازهاي

نقره ای مي خوانند دست تكان بدهي

خجالت مي كشي دلت شور بزند براي جوجه قمري هايي كه مادرشان بر نگشته، فكر مي كني آبرويت ميرود

اگر يكروز مردم _همانهاي كه خيلي بزرگ شده اند_ دل شوره هاي قلبت را ببينند و به تو بخندند 

وقتي بزرگ مي شوي ديگر نمي ترسي كه نكند فردا صبح خورشيد نيايد،حتي دلت نمي خواهد پشت

كوهها سرك بكشي و خانه خورشيد را از نزديك ببيني

ديگر دعا نمي كني براي آسمان كه دلش گرفته ، حتي آرزو نمي كني كاش قدت مي رسيد

و اشكهاي آسمان را پاك مي كردي

وقتي بزرگ مي شوي قدت كوتاه مي شود .آسمان بالا مي رود و تو ديگر دستت به ابرها نميرسد

 و برايت مهم نيست كه توي كوچه پس كوچه هاي پشت ابرها ستاره ها چه بازي مي كنند

آنها آنقدر دورند كه تو حتي لبخندشان را هم نمي بيني و ماه ، همبازي قديم تو آنقدر كمرنگ

مي شود كه اگر تمام شب را هم دنبالش بگردي پيدايش نمي كني 

وقتي بزرگ مي شوي دور قلبت سيم خاردار مي كشي و درمراسم تدفين درختها شركت مي كني

و فاتحه تمام آوازها و پرنده ها را مي خواني و يكروز يادت مي افتد كه تو سالهاست چشمانت را

گم كرده اي و دستانت را در كوچه هاي كودكي جا گذاشته اي ، آنروز ديگر خيلي دير شده است

فرداي آنروز تو را به خاك مي دهند و

مي گويند: خيلي بزرگ شده بود

نوشته عرفان نظر آهاري

banooyesharghi85.blogfa.com

+ نوشته شده در شنبه 1385/05/21ساعت توسط ناز بانو |


با همه بی سر و سامانیم باز به دنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگیم هیچ نیست در پی ویران شدن آنی ام

آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانی ام

دل خوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سالها تا تو کمی عشق بنوشانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانی ام

خوب ترین حادثه می دانمت خوبترین حادثه می دانیم؟

حرف بزن ابر مرا باز کن دیر زمانیست که بارانی ام

حرف بزن حرف بزن سالهاست تشنه یک صحبت طولانی ام

ها ... به کجا می کشیم خوب من؟ ها... نکشانی به پشیمانیم!

شاعر :  محمد علی بهمنی

 

banooyesharghi85.blogfa.com

+ نوشته شده در جمعه 1385/05/20ساعت توسط ناز بانو |


 

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند

و تو از او رسم محبت بياموزي.


عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاري است.


عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه پنهان کردن قلبي است که به اسفناک ترين حالت شکسته است.


عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن شانه هاي محکمي است که بتواني به آن تکيه کني

 و از غم زندگي برايش اشک بريزي.


عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري

 آخرش را با جدايي به سرانجام برساني.


عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد.


عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است.


عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/05/18ساعت توسط ناز بانو |


                                                                    banooyesharghi85.blogfa.com

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/05/17ساعت توسط ناز بانو |


banooyesharghi85.blogfa.com

 

  روز پدر رو به همه پدرهای مهربون دنیا

                     

                       تبریک میگم.  

                                                         

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/05/16ساعت توسط ناز بانو |


banooyesharghi85.blogfa.com

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/05/16ساعت توسط ناز بانو |


 

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو, من می ترسم.

مرد جوان: نه, اینجوری خیلی بهتره.

زن جوان: خواهش میکنم , من خیلی می ترسم.

مرد جوان: خوب, اما اول باید بگی که دوستم داری.

زن جوان: دوستت دارم, حالا میشه یواش تر برونی.

مرد جوان: منو محکم بگیر.

زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.

مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری, آخه نمیتونم

راحت برونم ، اذیتم میکنه.

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با

ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد, یکی از دو

سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون

اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار

دوستت دارم را از زبان عشقش بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/05/15ساعت توسط ناز بانو |


                                                             banooyesharghi85.blogfa.com

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/05/15ساعت توسط ناز بانو |


banooyesharghi85.blogfa.com

+ نوشته شده در جمعه 1385/05/13ساعت توسط ناز بانو |


+ نوشته شده در سه شنبه 1385/05/10ساعت توسط ناز بانو |


خسته‌ام ، خسته از اين دنيا‌ي سياه و سفيد قلبم و مردماني كه خاكستري را نمي‌شناسند ، آبي آسمان را نمي‌بينند و بر سبز سبزه‌ها مي‌خندد.


خسته‌ام ، خسته از دل‌بستگیهایی  با رنگ عشق ، با نام عشق و با هر چه دروغين است از عشق . خسته از اين چشم‌هاي پر دروغ كه

پيشه‌ي‌شان فريب است و رسم‌شان نیرنگ.


خسته‌ام ، خسته از انتظار بيهوده . خسته از نيامدن‌ها و رفتن‌ها  و حتی از ماندن‌ها . خسته از ماندن و بدين‌سان زيستن.


خسته‌ام ، آري ، خسته‌ام .


پس چرا اي آرامش زيباي هستي مرا در خود غوطه‌ور نمي‌سازي...

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/05/08ساعت توسط ناز بانو |


+ نوشته شده در جمعه 1385/05/06ساعت توسط ناز بانو |


کاش می شد نفسی پیش تو گل بنشینم

  تا دو چشمان خمارت بدهد تسکینم         نازنین شیرینم

بی تو دنیا به نگاهم شب بی پایان است

صبح را هم به خدا تار و سیه می بینم        نازنین شیرینم

روز و شب دست به دعا در طلبت بردارم

که جز این نیست دگر ذکر و دعا در دینم         نازنین شیرینم

نکند فکر کنی جز تو خیالی دارم

  که حرامم بشود جز تو کسی بگزینم         نازنین شیرینم

ترسم آنروز که در بستر مرگ آرامم

  پیش از آنکه تو شوی ماه سر بالینم         نازنین شیرینم

به خدا بر در فردوس قدم مگذارم

  مگر اینکه تو شوی همدم و هم آیینم        نازنین شیرینم

دوست دارم که اگر از غم عشقت مردم

   تو بیایی و دهی تلقینم         نازنین شیرینم

    ترسم ايينه ي چشمان قشنگت برود از يادم
 
           تا به گوش همه عالم برسد فريادم       نازنين فرهادم
 
بي تو چون باغ خزان ديده و آفت زده ام
 
   تو بيا تا بکني آبادم       نازنين فرهادم
 
بيستون بر سر راه است، بزن بر قلبش
 
     با همان تيشه که دستت دادم        نازنين فرهادم
 
زودتر سوي گلت آی ،  دگر از سر صبر
 
  همه جا ورد زبان افتادم        نازنين فرهادم
 
ترسم افسرده ي ايام جدايي گردم
 
   که دگر هيچ نبيني شادم        نازنين فرهادم
 
دل من بسته به زنجير غم توست، ولي
 
   تا قيامت نکني آزادم       نازنين فرهادم
 

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/05/03ساعت توسط ناز بانو |


من دیگه غزل نمیگم واسه تو    اشکامو هدر نمیدم واسه تو

توی لحظه های سخت انتظار    چه میدونی چی کشیدم واسه تو

من میخوام دیگه فراموشت کنم   تو بمون با اون غرور لعنتی

قبل رفتنم ولی بذار بگم  خیلی سنگی خیلی بی محبتی                      

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/05/02ساعت توسط ناز بانو |


حرفهاي ما هنوز نا تمام....

تا نگاه مي کني:وقت رفتن است

باز هم همان حکايت هميشگي!

پيش از آنکه با خبر شوي

لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود

آه ، اي دريغ وحسرت هميشگي!

ناگهان چه زود دير مي شود.


HOME
E-Mail
Night Skin


LinkDump

مجموعه آثار شعر نو
سایت رسمی مصطفی مستور
سایت رسمی سید علی صالحی
سایت رسمی عرفان نظر آهاری
سایت رسمی احمد شاملو
حسین پناهی
نادر ابراهیمی
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

خرداد 1387

اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384


Links

طنين سكوت
هواي تازه
عشق و زندگي
نوشته هاي پراكنده يه مامان
عشق بدون قيد و شرط
دلم براي باغچه مي سوزد
گروه امنيتي آريان
نامه هايي كه هرگز نوشته نشد
آره دوستت داشتم
اگه هيچ كس نيست خدا كه هست
ويكتوريا صادقي
آپادانا موزيك
دريچه نو
داستان زندگي آدمها
خواندنيهاي روز
مهسا و سهیل
طوطيا
سمفوني احساس
فريادهاي من
عشقولانه
دختران گندم
به رنگ انتظار
لبخند مريم
غريب تنها
سايه ات را قاب خواهم كرد
سوال من و جواب تو
بالاتر از سياهي
همدم تنهايي من
sHy GiRL
هرگز براي دوست داشتن پاياني نيست
ماهي گيري
بي سرزمين تر از باد
دشتي پر از خيال
پنجمين عنصر
غم موروثي
زندگي... و ديگر هيچ
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :


Design by : Night Skin