آخ این عکسو که دیدم یاد بهشت افتادم چقدر اونجا قشنگه نه؟ یعنی میشه یه روز هممون توی بهشت همدیگرو ببینیم (دارم چرت و پرت میگم آره؟ ) ولی من جدی گفتم کاش اون روز بیاد شاید هیچ مناسبتی نداشت ولی گذاشتم شما هم ببینید.امیدوارم تو این گرما از دیدن این منظره زیبا لذت ببرید
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/29ساعت توسط ناز بانو |
قصه از کجا شروع شد.... از چت و ميل شبونه...![]()
از پي ام دادن تو روم و.....يه سلام عاشقونه....
آن شدم به مهربوني....تا بگم با تو مي چتم....
تا بگم بموني آنلاين....اي فرند ليست قشنگم......
بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه....
اين ياهو کاشکي ....همين جوري بمونه....
بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه.....
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/04/28ساعت توسط ناز بانو |
عشق یعنی... ...با اینکه دور از نظره ولی دور از ذهن نیست.
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/04/28ساعت توسط ناز بانو |
عشق یعنی... ...و اون عکس تو رو میاندازه تو اسکرین سیورش(Screen Saver ).
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/04/28ساعت توسط ناز بانو |
بنویس که دلت دیگه به یاداون نیست بنویس که بدونه وقتی نباشه قلبت ازغصه خون نیست اون که گذاشت ورفت یه روز سرش به سنگ میخوره برمیگرده دیگه صداش نکن بذارخودش بیاد دنبالت بگرده دیگه گریه نکن آخه اشک تو باعث شادی اونه دیگه به پاش نسوز آخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه اگه میخواست می موند حالا که رفته غصه اش رفته زیادم ولی اگه پیشم می موند میدید جز اون به هیشکی دل نمیدادم

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/04/26ساعت توسط ناز بانو |
نگرانی هرگز از غصه فردا چیزی نمی کاهد ، بلکه فقط شادی امروز را از بین می برد. نخستین گام به سوی دانش این است که بدانیم نادانیم. بخشش هر کس به اندازه عشق اوست. بخشش زمانی آسان می شود که ما بتوانیم دیگران را بشناسیم و به ضعفهای خودمان و اینکه ما نیز امکان اشتباه کردن داریم معترف باشیم. بی ثمرترین روز ما روزی است که در آن نخندیده باشیم. عشق همیشگی است این ما هستیم که فنا پذیریم. عشق متعهد است این ما هستیم که عهد شکنیم. کار عشق باز کردن زخمهای کهنه نیست ، بلکه درمان آنهاست. تمام چیزهایی که بین دو نفر که یکدیگر را دوست می دارند ناگفته می ماند ، می تواند کوهی از سوء تفاهم ها به وجود آورد.
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/04/26ساعت توسط ناز بانو |
قشنگ ترین روز دنیا میلاد مادر سادات بر همه شما مبارک
دوستای خوبم عیدتون مبارک یادتون نره عیدی از خانم بگیرین برای منم دعا کنید![]()
+ نوشته شده در شنبه 1385/04/24ساعت توسط ناز بانو |
مادر عزیزم ای همه هستیم روزت مبارک
+ نوشته شده در شنبه 1385/04/24ساعت توسط ناز بانو |
دوستای گلم سلام از همه اونهایی که همیشه میان و لطف می کنن نظر میدن یا نه اصلا نظر هم نمیدن ولی میان و به بانوی شرقی سر میزنن ممنونم . دوستون دارم: ناز بانو
من یه مدت کوچولو نیستم می خوام برم سفر
ولی دلم برای همه دوستای خوبم تنگ میشه
توی این مدتی که نیستم بازم بهم سر بزنین خوشحال میشم اگه هم سر نزنین بازم عیبی نداره.
برای همتون آرزو میکنم که همیشه شاد و خندون باشین
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/04/20ساعت توسط ناز بانو |
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/04/19ساعت توسط ناز بانو |
سيزده نكته مهم زندگي(گابريل گارسيا)
حتما ببينيد و در موردش حتما فكر كنيد به نظرم واقعا زيباست![]()
+ نوشته شده در شنبه 1385/04/17ساعت توسط ناز بانو |
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای زار و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزلها بمیرد گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد چو روزی زآغوش دریا برآمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد تو دریای من بودی آغوش وا کن که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
+ نوشته شده در شنبه 1385/04/17ساعت توسط ناز بانو |
کسانيست که زيبايي روياهاي خود را باور دارند
آينده از آن
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/04/13ساعت توسط ناز بانو |
خواب ديدم با خدا در ساحل زندگي قدم مي زدم. خداوند در همه حال همراه من بود و روي ماسه ها همواره دو جاي پا قرار داشت، يکي متعلق به من و ديگري متعلق به خدا. روزگار سپري شد و من وقتي به پشت سرم نگاه کردم، يک جاي پا ديدم و آن مربوط به روزهاي نا خوشي من بود. هنگام مشکلات که سخت به خداوند احتياج داشتم. از اين بابت دلگير شدم و به خدا گفتم: پروردگارا تو که لحظه اي تنهايم نمي گذاشتي، پس چرا هنگام سختي ها که به وجودت نياز بيشتري داشتم، ترکم کردي؟ خداوند لبخند زد و گفت: من در همه حال کنارت هستم، حتي هنگام مصيبت ها ... وقتي تو روي ماسه ها تنها يک جاي پا مي ديدي، آن رد پا متعلق به من بود، چون تو در آن لحظه در آغوش من بودي
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/04/13ساعت توسط ناز بانو |
من برای زنده بودن
جستجوی تازه می خواهم
خالی ام از عشق و خاموشم ،
های و هوی تازه می خواهم
خانه ام گل خانه ی ياس است ،
رنگ و بوی تازه می خواهد
ای خدا بی آرزو موندم ،
آرزوی تازه می خواهم
عشق تازه ، حرف تازه ،
قصه ی تازه کجاست
+ نوشته شده در یکشنبه 1385/04/11ساعت توسط ناز بانو |
دنيارو بهش دادم
اگه ديدي يه زنبور مي خواد بشينه روي سرت ناراحت نشو اخه من ادرس قشنگ ترين گل
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/04/08ساعت توسط ناز بانو |

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/04/07ساعت توسط ناز بانو |
چند روزه دلم خيلي گرفته از دست آدمهايي که دروغ ميگن آدمهايي که دورنگن آدمهاايي که معني دوست داشتن رو نمي فهمن آدمهايي که ................. راستي چرا اينجوريه؟ چرا ما به خودمون اجازه ميديم دل همديگرو بشکونيم ؟ چرا راحت تمام لحظه هاي خوبي که با هم داريم رو خراب مي کنيم؟ چرا قدر دوست داشتن رو نمي فهميم؟ مگه چند روزه ديگه قراره زندگي کنيم؟ مگه اصلا قراره توي اين دنيا چه کار کنيم؟ چرا قبل از انجام دادن کاري که مي خوايم بکنيم يا حرفي که مي خوايم بزنيم يا حتي نگاهي که مي خوايم بکنيم يه ذره فکر نمي کنيم؟ چرا اينقدر راحت صداي شکستن قلب عزيزمون رو ميشنويم و هيچ کاري نمي کنيم؟ چرا؟ واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم پر است پر از لحظه هاي باراني پرم ز گريه پر از گريه هاي طولاني
طلسم بغضم اگر بشکند ز دل تنگي
شکسته دل ترم از ابرهاي باراني
بيا به دامنم اي اشک لحظه اي بنشين
مگر غبار دلم را دوباره بنشاني
بيا که چشم به راهت نشسته ام اي اشک
بيا که با تو شبم مي شود چراغاني
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/04/07ساعت توسط ناز بانو |
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/04/07ساعت توسط ناز بانو |
انکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان ميکردم مي گويد : دوستت دارم 
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/04/06ساعت توسط ناز بانو |
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/04/06ساعت توسط ناز بانو |
من پذيرفتم شكست خويش را من پذيرفتم كه عشق افسانه است ميروم شايد فراموشت كنم مي روم از رفتن من شاد باش ارزو دارم بفهمي درد را
پندهاي عقل دورانديش را
اين دل درداشنا ديوانه است
در فراموشي هم اغوشت كنم
از عذاب ديدنم ازاد باش
تلخي برخوردهاي سرد را
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/04/06ساعت توسط ناز بانو |