تبليغاتX
بانوي شرقي

بانوي شرقي

زيرامن ترين سايه بان هستي دلواپس دلواپسي هاي يکديگر باشيم

 

 

 

 


خدایا ! دلم باز امشب گرفته


بیا تا کمی با تو صحبت کنم


بیا تا دل کوچکم را


خدایا فقط با تو قسمت کنم


خدایا ! بیا پشت آن پنجره


که وا می شود رو به سوی دلم


بیا،پرده ها را کناری بزن


که نورت بتابد به روی دلم


خدایا! کمک کن به من


نردبانی بسازم


و با آن بیایم به شهر فرشته


همان شهر دوری که بر سردر آن


کسی اسم رمز شما را نوشته


خدایا! کمک کن


که پروانه شعر من جان بگیرد


کمی هم به فکر دلم باش


مبادا بمیرد


خدایا! دلم را


که هر شب نفس می کشد در هوایت


اگرچه شکسته


شبی می فرستم برایت

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 1388/09/09ساعت توسط من | |

 

 

 

 

بی را ه ها به مقصد خود ساده می رسند

اما مسیر جاده به بن بست می رود

 وای از غرور تازه به دوران رسیده ای

وقتی میان طایفه ای پست می رود

هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ

بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

 

افشین یداللهی

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/28ساعت توسط من | |

 

 

شما نمی دانید چه ام شده است

از کوچه پس کوچه های پشت پنجره تان می گذرم

و دلم به اندازه ی تمام ظرفهای آشپزخانه مان شکسته است ....

و شما نمی دانید چه ام شده است !

دلم به اندازه ی نبض تن تمام گنجشک های حوالی شما تند می تپد

دلم به اندازه ی همه ی کسانی که برای رسیدن به جایی

دیرشان شده است ، شور می زند !

دلم قدر همه ی تا به حال خواستنم  دیگر تو را نمی خواهد

و قرار هم نیست

شما بفهمید چه ام شده است ....

 

از : مهدیه لطیفی

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/23ساعت توسط من | |